تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


عشق مامان و بابا

    دیروز رفتیم بازار دم یه مغازه نون فانتزی رفتی داخل میگی نون شیرمال یه صفی کشیده بودن ملت روم نمیشد بگم زودتر بهت یه نون بده تو هم حوصله نمیکردی انقدر آقاهه رو صدا زدی تا خارج از نوبت نون گرفتیمیگفتی آقا بیا .رفتیم یه جای دیگه بعد از خرید تشکر کردم بیام بیرون به آقاهه میگی ممنونبیست و چهار روز دیگه تولدته عشقم در گیره کارای تولدتم دردونه


    این مطلب تا کنون 43 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,
    عشق مامان و بابا

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 6 تير 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر