جستجو

تبلیغات



دردونه مامان

    از 10 بهمن میگی آگا یا آقا اگه یه عکس آقا ببینی یا یه مردیو ببینی 27 بهمن مامان جون حالش خوب نبود بردیم دکتر بیمارستان بستری کرد تا29 بهمن ظهر ساعت 12 و نیم اومدیم خونه روز 5 شنبه هلیا خانومو گذاشته بود پیش زندایی و خاله ای متاسفانه پوشکشو فراموش کرده بودن عوض کنن پات بدجوری عرق سوز شده بود اگه میخواستم پاتو بشورم یا کرم بزنم اشک میریختی به پات اشاره میکردی میگفتی وای وای  بو بو بو الهی بمیرم برات چقدر گریه کردی به مامان جون گفتم هزارتا فحششون داد گفت یه روز من نبودم نمیتونستین پوشک بچه رو عوض کنین خیلی ناراحتم مامانی ببخشید عشقم


    این مطلب تا کنون 46 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 2 اسفند 1394
    منبع
    برچسب ها : مامان ,بهمن ,
    دردونه مامان

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 3 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر