خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دردونه مامان

    از 10 بهمن میگی آگا یا آقا اگه یه عکس آقا ببینی یا یه مردیو ببینی 27 بهمن مامان جون حالش خوب نبود بردیم دکتر بیمارستان بستری کرد تا29 بهمن ظهر ساعت 12 و نیم اومدیم خونه روز 5 شنبه هلیا خانومو گذاشته بود پیش زندایی و خاله ای متاسفانه پوشکشو فراموش کرده بودن عوض کنن پات بدجوری عرق سوز شده بود اگه میخواستم پاتو بشورم یا کرم بزنم اشک میریختی به پات اشاره میکردی میگفتی وای وای  بو بو بو الهی بمیرم برات چقدر گریه کردی به مامان جون گفتم هزارتا فحششون داد گفت یه روز من نبودم نمیتونستین پوشک بچه رو عوض کنین خیلی ناراحتم مامانی ببخشید عشقم


    این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بهمن ,
    دردونه مامان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده